گفت و گو با محمد شمس لنگرودی به بهانه ی ” آوازهای فرشته ی بی بال”

گفت وگو با محمد شمس لنگرودي به مناسبت انتشار مجموعه شعر«آوازهاي فرشته بي بال»

نويسنده: مهدي وزيرباني
روزنامه شرق 29-5-92

 

اگرچه شعر همچنان يک روايت ناشناخته است اما با زبان ساده تبديل به پديده اي متفاوت تر از پيچش الفبا در قامت مانيفست مي شود. مي شود شعر ساده و نه ساده لوح که با شيوه اي خاص از نوع بيان چنان به سمت سوژه، فضا و موضوع و المان هايي تازه حرکت مي کند و مخاطب را به آن ارجاع مي دهد که تمام کارکردهاي مسلط و غالب گذشته در متن را به سخره مي گيرد و با اين ساده گي زباني، موجب تحول در فکر و زاويه ديد مخاطب مي شود. «ساده نويسي» در شعر ايران با محمد شمس لنگرودي شکل گرفت، شاعري که اين روزها به خاطر همين تفاوت در سبک شعري و البته تبعات اين جريان مدام مورد نقد قرار مي گيرد. او تئوريسين فضايي متفاوت از ديدگاه هاي مسلط شعر نيمايي بوده است که پس از شاملو طرزي ديگر در روايت شعر سپيد را در ادبيات معاصر ما ايجاد کرده است. که البته اين سبک نيز مانند هر حرکت خلاقه اي منتقدان خود را داشته است. دفتر شعر «آوازهاي فرشته بي بال» مجموعه شعر جديدي از محمد شمس لنگرودي است که به تازگي توسط انتشارات نگاه منتشر شده است. مضمون اجتماعي اين شعرها، اين مجموعه را با ديگر مجموعه شعرهاي اين شاعر متفاوت کرده است. گرچه شعرهاي اين دفتر در ادامه سبک ساده نويسي تعريف مي شود اما به خاطر فضاي اعتراضي- اجتماعي اش با شعرهاي عاشقانه او تفاوتي آشکار دارد. با محمد شمس لنگرودي درباره اين دفتر شعر به گفت وگو نشستيم.

شعرِ محمد شمس لنگرودي، جهان را در نوعي زبانِ خاص مي‎ساخت و مخاطب را به تماشاي آن مي‎نشاند؛ آيا در مجموعه شعر «آوازهاي فرشته‎ بي بال»، اين رويکرد همچنان رويکردِ مسلط است؟ و شعر لنگرودي کشش و کوشش شاعري است که خلاصه‎ زبان و جهان را شعر مي‎داند؟

ببينيد شعر براي من يک امر ناخودآگاه است، ناخودآگاه هم به معناي ناآگاهي نيست، بلکه پديده اي متکي بر آگاهي است. بر مبناي کيفيت خودآگاه است که ناخودآگاه شکل مي‎گيرد، منتها مکانيسم آن براي افراد روشن و مشخص نيست. شعر محصول همين ناخودآگاه است. يعني نوعي خواب است که در بيداري بر ما مي گذرد و اين مخاطب است که بايد تشخيص بدهد چه اتفاقي در حال رخ دادن است.