شعرهایی در فرهیختگان- مریم اسحاقی

 

شش شعر در فرهیختگان- مریم اسحاقی

1.
بخاری زنگ‌زده‌ای خاموش
در مسافرخانه‌ای متروک.

یاد تو
گرمم نمی‌کند دیگر.

2.

سنگی پرتاب کن!
زخمی نمی‌شود
روحِ رودخانه‌ای‌ام.

3.

صخره‌ای بی‌شکل بودم
سرانگشت تو
داوودم کرد.
میکل‌آنژِ رنج‌های من!

4.

کنار تو زانو می‌زنم
نیلوفر دریایی
در من شناور.

5.

کلمه‌ای تنها
که شعرش را
گم کرده
منم.

6.

ز تشنگی نگو کاکتوس!
از ریشه‌های خودت بنوش

خارهایت را ببین
سرشار شادمانی گُل‌ها.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Be Sociable, Share!

۲ Responses to “شعرهایی در فرهیختگان- مریم اسحاقی”

  1. با سلام
    خواندمت
    زیبا و دلنشین

    موفق باشید

  2. هم چنان بازم همين اومد توي چشم م :
    کلمه‌ای تنها
    که شعرش را
    گم کرده
    منم

پاسخی بنویسید

*