حفره ها- گروس عبدالملکیان

کتاب : حفره ها
گروس عبدالملکیان
نشر چشمه-۱۳۸۹

«حفره ها» ی گروس عبدالملکیان را در نمایشگاه کتاب گرفتم و چند روزی به گروس خوانی مشغول بودم و لذت بردم. دوست دارم دوستان را در لذت خوانش این شعرها شریک کنم

خواب

حالا که رفته ای، بیا
بیا برویم
بعد مرگت قدمی بزنیم
ماه را بیاوریم
و پاهامان را تا ماهیان رودخانه دراز کنیم

بعد
موهایت را از روی لب هایت بزنم کنار
بعد
موهایت را از روی لب هایت بزنم کنار
بعد
موهایت را از روی لب هایت…

لعنتی
دستم از خواب بیرون مانده است.

—————————————————–

ابر

جهان از دور میزِ کوچکی آغاز شد
از گفت و گوی دو نفر باهم
یا یک نفر با خودش-
وقتی
که اولین سیگار را بر لب گذاشت

اصلاً
جهان از شعله ی کبریتش آغاز شد
و حالا دارد از پاهامم بالا می آید
از کمر
از سینه ام
و سیگار را
بر لب هام روشن می کند.

پُک می زنم به خیابان
پُک می زنم به کافه
پُک می زنم به این فصل
که سرش را پایین انداخته
از لابه لای آدم ها رد می شود

نگاه کن!
ابری که بالای شهر ایستاده
روزی است که من دود کرده ام.

 

به اشتراک بگذارید!
  • Facebook
  • Twitter
  • email
  • Delicious
  • Google Reader
  • Google Bookmarks

۲ Responses to “حفره ها- گروس عبدالملکیان”

  1. آخییییییییییی… دلم می سوزد که دستش از خواب بیرون است…

  2. شعر اول زیبا بود هرچند تفاوت زبانی چندانی با آثارقبلی ندارد
    شعر دوم جهانش ساده نیست. آغاز جهان این شعر در پایان شعر کشف میشود
    جهان شعرهای شاهکار نامتناهی هستندولی در این شعر کلمات از عدم جهان نامتناهی رنج میبرند.اما جهان نازیبایی هم خلق نشده است.قوت وظرافت این شعرستودنی است.وما ملحظ شدیم.متشکرم.حاتمی

پاسخی بنویسید

*