نوروز و جشن آب پاشان
- ۰۱٫۰۲٫۸۸
- یادداشت ها
- ۳۸ پاسخ
- Digg
- Del.icio.us
روز ششم فروردین
روز ششم فروردین یا خرداد روز، به فرشته ی آب یا « هَروَزا » تعلق دارد.
روزی که خداوند آفرینش را به پایان رساند. زادروز تولد زرتشت.
زاد روز تولد زرتشت را حدود ۶۰۰۰ سال پبش از میلاد مسیح می دانند.
روز امید و تقسیم سعادت و نیک بختی است و ایرانیان این روز را روز امید می نامند.
کلیت پیام زرتشت را در:
هومت، هوخت، هورز یعنی گفتار نیک، پندار نیک و کردار نیک می دانند.
زرتشت آریاییان را به شادی ترغیب می کند و تساوی را از صفات اهورایی می داند.
« عاشق عشق باش و دوست داشتن را دوست بدار.»
ایرانیان می گویند در بامداد این روز بر کوه پوشنگ ( نزدیک هرات) شخصی خاموش و صامت دیده می شود که یک دسته مَرو ( گیاهی است خوش بو) در دست داشته و فقط ساعتی پیداست و سپس ناپدید می شود و تا سال دیگر آشکار نمی شود.
جشن آب پاشان
ایرانیان در این روز غسل می کنند و این روز به هروزا ( فرشته ی آب ) تعلق دارد. از این رو در این روز هنگام سپیده دم از خواب بر می خاستند وبا آب قنات و حوض خود را می شستند. در این روز به هم آب می پاشیدند.
برخی گفته اند در ایران دیرگاهی باران نباریده بود و ناگهان باران سختی بارید و مردم به تبرک باران به هم آب پاشیدند و این کار مرسوم شد. عده ای دیگر گفته اند که چون در زمستان تن آدمی به دود و خاکستر ناشی از آتش آلوده بود این آب را برای پاک شدن به هم می پاشیدند.
نام گذاری نوروز
در وندیداد ذکر می شود که اورمزد به جمشید پیشنهاد پیامبری می کند و این پیشنهاد در زمانی بود که اوضاع جهان اورمزدی آشفته بود و دانش و خرد ذاتی را دیوها دزدیده و به دوزخ برده بودند. جمشید دیوها را شکست داده و به جهان باز می گردد. با پیروزی جمشید و بازگشت از دوزخ مردم آن روز را جشن می گیرند .
در اوستا آمده : « پس از بازگشت از دوزخ، پیری و مرگ و بیماری و درد از میان مردم رخت بربست و جهان را بی مرگ کرد.»
با بازگشت جمشید، دانش و خرد و برکت و شادمانی و سلامت باز آمد. می گویند جمشید چون خورشید ظهور کرد( جم= بزرگ و شید= خورشید) و مردم در آن روز دو خورشید را در آسمان دیدند و آن روز را روز نو یا نوروز نامیدند و جشن به پا کردند.
مولوی نیز می گوید:
آتش افکند در جهان جمشید
از پس چارپرده چون خورشید
در این روز هر چوبی که خشک شده بود سبز شد و مردم گفتند: روز نو.
و هر کسی به دلیل تبرک در تشتی جو کاشت و این رسم در بین ایرانیان پایدار ماند که روز نوروز هفت ظرف از هفت نوع غلات بکارند و از روییدن این غلات، خوبی و بدی محصول سال را حدس بزنند.
تمثیل سلیمان و نوروز
می گویند که سلیمان بن داود انگشتر خود را گم کرد و سلطنت از دستش رفت ولی پس از چهل روز بار دیگر انگشتر را پیدا کرد و پادشاهی به او بازگشت و مرغان در اطراف او جمع شدند.
ایرانیان گفتند: نوروز آمد، یعنی روزی تازه آمد. سلیمان به باد گفت که او را حمل کند.
پرستویی پیدا شد وبه سلیمان گفت: ای پادشاه! در آشیان من چند تخم است، از سویی دیگر برو که آشیان مرا در هم نشکنی.
سلیمان راه خود را کج کرد و چون از تخت خود که بر باد حرکت می داد، فرود آمد، پرستو با منقار خود قدری آب آورد و روی سلیمان پاشید و یک ران مرغ هدیه آورد. از این جاست که مردم در نوروز به یکدیگر آب می پاشند و پیش کش ها به نزد هم می فرستند.
————————————————–
برداشت از کتاب جشن های آب
نویسنده: هاشم رضی
چاپ گلبان ۱۳۸۳


















درود بر شما. مطلب زیبایی بود. امیدوارم آیین های تقریبا فراموش شده ی ما؛ دوباره – و البته با درک فلسفه شان – رواج یابند.
خیلی مطلب جالبی بود…واقعا از خوندن مطالب اینچنینی لذت می برم.هر چیزی که به ایینه گذشته گان مربوط میشه برام جالبه.
درود بر شما
مطالبتون بسیار زیبا بود
ایران مهد آیینهای نیک بود به امید اینکه دوباره آن را در رسوممان ببینیم و مراسم شرم آور بیگانه را محو کنیم.. موفق باشید پاینده باد ایران
باایم مراسم آشنایی نداشتم …ندونستن که عیب نیست
عیدتون مبارک
این خاک غنی است از فرهنگ و دور است از آن
متن جالبی بود بسیار آموختی
سال نو و نوروزی یگانه داشته باشید
جالب بود.
ممنون از اینکه بهمون آیین های گذشتگان رو یادآوری کردی.
سلام
……………………..
شعرهایم در انگشتانم متولد می شوند
و من هنوز طعم سکوت می هم…
…………………….
با ارادت و احترام[گل]
سلام
امسال هم اومد و تا چشم به هم بزنیم رفته
عیدت مبارک
مطلب جالبی بود
اطلاع نداشتم
سلام . سال نو مبارک …
امیدورم آسمان و دشت دلتان همیشه آفتابی و بهاری باشد …
درود. بسیار زیبا و غرورآمیز مریم عزیزم.
مریم جان سلام.
آمدن بهار و شروع عید بر تو مبارک.
امید که در این سال هم تندرستی و امید همراهیت کنند.
سبز و برجا باشی.
سعید از برلین.
مفید بمانند همیشه …
و درود
بسیار جالب و هیجان انگیز بود عزیز جان. ممنون
سلام.دو سال پیش در یزد بودم.با زرتشتی های آن دیار حشر و نشر مختصری داشتم.همانقدر که آتش را گرامی می دارند برای آب هم ارزش زیادی قائلند.مردمانی گرم چون آتش وپاک و صمیمی چون آبند.ایرانی باشیم.راستی ممنون از نظرتان در مورد عروسه گولی.نظر آرشیوی را در صفحه اول(نظرات) گذاشنه ام.سبز باشیدوخرم.
سلام
باعرض تبریک سال نو
یاد کتاب سه گانه عشق نویسنده محمد محمدعلی افتادم
مشی و مشیانه خواندن اساطیر خلقت زرتشتیان بسیار برام هیجان انگیز است
مریم نازنین سلام
ممنون از اظهار لطفت
برای شما هم سال و سالهای پرباری آرزو می کنم
ز اطلاعات ارزشمندت استفاده کردم
ر« عاشق عشق باش و دوست داشتن را دوست بدار.»
به روزم با “وقتی رها کوچیک بود”
سلام این شعر از فریدون تقدیم به همه ایرانیان عزیز
آفتابت
– که فروغ رخ «زرتشت» در آن گل کردهست
آسمانت
– که ز خمخانه «حافظ» قدحی آوردهست
کوهسارت
– که بر آن همت «فردوسی» پر گستردهست
بوستانت
– کز نسیم نفس «سعدی» جان پروردهست
همزبانان مناند.
مردم خوب تو، این دل به تو پرداختگان
سر و جان باختگان، غیر تو نشناختگان
پیش شمشیر بلا
قد برافراختگان،سینه سپرساختگان
مهربانان مناند.
نفسم را پر پرواز از توست
به دماوند تو سوگند که گر بگشایند
بندم از بند ببینندکه:
آواز از توست!
همه اجزایم با مهر تو آمیخته است
همه ذراتم با جان تو آمیخته باد
خون پاکم که در آن عشق تو میجوشد وبس
تا تو آزاد بمانی
به زمین ریخته باد!
—————————————–
امید عزیز سپاس از شعر.
مهربانی و بهار تقدیم تو باد.
زیبا و مفید بود. سپاس که با سرزمین پدری مانوسمان کردی.
سال نو مبارک
تو قسمت لینک هام به ” پارس نیکو ” سری بزنید، در مورد ایران باستان مطالب جالبی خواهید خواند.
مانا باشید دوست عزیز
سلام و عرض ادب خدمت شما …با تاخیر سال نو رو تبریک میگم خانم اسحاقی به قول رفقا نیکبخت باشید! و شاد و خوشحال و میزون و ردیف در مایه ی دشتی و…
تا ب عد
سلام. ممنون از نظر پر مهر شما. خیلی دوست دارم این کتاب رو ببینم. باید تهیه کنم. می دونید از کدام کتابفروشی میشود تهیه کرد؟
مریم بانوی عزیز
سلام
امیدوارم سال نورا خوب شروع کرده باشی شرمنده ام به خاطر این همه تاخیر ولی حسی به من میگوید مرا میبخشی
حتما جبران خواهمکرد پستت را خواندم از علاقه ای که به تاریخ باستانی وطن داری خوشحالم رفته بودم یزد <اتشکده جای شما خالی
حضور زرتشت وآتش بسیار دلنشین بود
برایت خوبی ها را میخواهم
ژانوس
سرکار خانم مریم اسحاقی!
روز نو روزگار نو برشما فرخنده باد
نوروز و جشن اب پاشان در بخش لینک های چراغ های رابطه منعکس شده است
بهار و نوروز بهترین بهانه برای شاد باش و احوال هم پرسیدن است
همواره سلامت و در اوج عزت باشید
نصرت درویشی/ فروردین ماه /۱۳۸۸
—————————————–
با سپاس و تشکر جناب آقای نصرت درویشی.
با آرزوی بهاری سبز و روزهایی شاد و روشنای همیشه ی چراغ های رابطه
ممنون خانم اسحاقی عزیز. مطلب بسیار خوبی بود.
و ممنون به خاطر حضور پر مهر و کامنت های خوبتان
خوشحالم کردید
The Sphinx spoke only once, and the Sphinx said, “A grain of sand is a desert, and a desert is
a grain of sand; and now let us all be silent again.” I heard the Sphinx, but I did not
understand.
Long did I lie in the dust of Egypt, silent and unaware of the seasons.
Then the sun gave me birth, and I rose and walked upon the banks of the Nile,
Singing with the days and dreaming with the nights.
And now the sun threads upon me with a thousand feet that I may lie again in the dust of
Egypt.
But behold a marvel and a riddle!
The very sun that gathered me cannot scatter me.
Still erect am I, and sure of foot do I walk upon the banks of the Nile.
Remembrance is a form of meeting.
Forgetfulness is a form of free
!
Hi
با داستان ی کوتاه کوتاه به روزم
سال نو روز نو روزگار نو بر شما فرخنده باد . از محبت ولطف شما سپاسگزار است ، همیشه پویا و جاری باشید
۱- قبل از هر چیز از انتخاب خوب داستان سراسر سرشار از لطافت و زیبایی عشق انسانی که در آثار چخوف همواره در بسیاری از آثارش به نحوی بارز به چشم می خورد به سهم خود ممنون است .
۲- از مطلبتان در باره خرداد روز و فرشته آب یا هروزا و جشن آب پاشی در ازمنه کهن لذت و استفاده بسیار برد. در شهری به نام کنگاور در غرب کشور معبدی بزرگ و قدیمی هست به نام معبد آناهیتا که از قرار شهرت دارد معبد آناهیتا معبد الهه آب است و مورخین تاریخ باستان بهتر می دانند که آیا هروزا و آناهیتا هر دو یکی هستند و یا دوگانه اند ولی پیوسته اند .
۳- از شعر نازلی سخن نگفت . . و گل داد و مژده داد و بنفشه داد و . . . زمستان شکست و رفت هم با وجود تلخی که در خود دارد ؛ لذت برد و همینطور از توضیح خانم شراره که مکمل مطلب شما شده است . کیومرث منشی زاده هم به نظرم در این باره شعر زیبایی دارد
« چیزی که مهم است سرمستی است، نه نوع جامی که آدم به دست می گیرد.»
سلام دوست من
ضمن آرزوی بهترین لحظات برای شما با خوانشی از ابراهیم شاکری به روزم و منتظر نگاه شما
سلام مهربونم
اون وبلاگ برای آقای سید محمد آتشی است .http://amarant.blogfa.comکه گاهی شعر و داستان هایی از دیگران رو در آمینا درج می کنند.خوشحالم که سر زدی.
شوخی کوچک هم خواندنی بود و آن جمله : ” مهم…”.سپاس از حسن انتخاب و سلیقه ی قشنگت.
راستی اینجا نمی شه نظرخصوصی گذاشت؟
شاد بیاشی و شاد شاد .
مریم عزیز
سلام
ممنون از حضورت.من فکر می کنم به هر طریقی شده باید ذهن ناخودآگاهمونو به سمتی سوق بدیم که به تحول فکر کنه و بتونه خودش رو از خاک بلند کنه.
سلام…..حیاط خانه بزرگ هنوز نم داشت….به روزم….خوشحال می شم قلم رنجه کنید
سلام گرامی
به روزم و منتظر حضور شما
خیلی جالب بود مرسی که اینارو نوشتی
بیاید یه کاری بکنیم
بچه ها فرهنگ و تمدن ایرانی داره نابود میشه
با سلام
در این زیباترین تحول هستی
فرخنده ترین ایام را برای شما آرزومندیم
عید آمد و عید آمد یاری که رمید آمد
عیدانه فراوان شد تا باد چنین بادا
ای مطرب صاحب دل در زیر مکن منزل
کان زهره به میزان شد تا باد چنین بادا
انجمن فرزانگان کویر
سرکار خانم مریم اسحاقی!
روز نو روزگار نو برشما فرخنده باد
بهار و نوروز بهترین بهانه برای شاد باش و احوال هم پرسیدن است
همواره سلامت و در اوج عزت باشید
نصرت درویشی/فروردین/۱۳۹۱
درود خانم اسحاقی
سالی سرشار از امید برات آرزومندم
خوش و شاد و سرزنده و پایدار باشید
درود فراوان بر شما و سپاسگزارم از نظر لطفتان
سالی توام با پیروزی برایتان آرزومندم
با مهر
به شادمانی بچرخد چرخت امسال هم مریم خوب