آتش بماناد

« آرزوهایمان راکه از زبان بر می آید، با زبانه ی آسمان سایت هم بستر ساز تا کام یار شویم. »

(بخشی از آتش نیایش)

آتش اندر دل سنگ است نهان زانکه درست
دل هر ذره نماینده ی دادار بُودآتش
«  محمد دبیر سیاقی »

روشنی و آتش و آفتاب تجلی اهورا مزدا است. اهورا مزدا به وسیله ی نور تجلی میکند. نور مایه ی زندگی و خورشید افزار زندگی است. ایرانیان از دورترین ایام چنین می اندیشیدند. هنگامی که می خواستند، ستایش خداوند را انجام دهند به سوی خورشید می ایستادند و هر گاه شب هنگام بود و یا در آتشکده ستایش می کردند رو به آتش فروزان که با بوهای خوش فضا را معطر می ساخت، می ایستادند.
تاریکی مظهر اهریمن به شمار می رفت و چون آتش و چراغ افروخته می شد، تاریکی و اهریمن نیز فرصت کار کردن نمی یافت و شیاطین می گریختند. اغلب در هر خانه نیایشگاهی قرار داشت که در اجاق آن آتش همیشه می سوخت. هر گاه آتش بر اثر بی توجهی خاموش می شد، از بد شگونی و بد یمنی نشان داشت. این جمله : اجاق خانه ات خاموش مباد نیز ریشه ای کهن دارد.
در شاهنامه ذکر شده که آتش در زمان پادشاهی هوشنگ بر اثر یک واقعه و اصابت سنگی بر سنگ دیگر پدید آمد. هوشنگ ماری سیاه و بد شکل را می بیند. سنگی به سوی او می افکند، جرقه ای در گرفته و آتش افروخته می گردد و مار می گریزد.
«فروغی پدید آمد از هر دو سنگ              دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ
که او را فروغی چنین هدیه داد               همین آتش آن گاه قبله نهاد
بگفتا فروغی است این ایزدی                   پرستید باید اگر بخردی

شب آمد برافروخت آتش چو کوه              همان شاه در گرد او با گروه
یکی جشن کرد آن شب و باده خورد           سده نام آن جشن فرخنده کرد»

شاهنامه ی فردوسی.
در این تقارن، تعبیری لطیف و پر معنا به نظر می رسد که روشنی و آتش والاترین مظهر وجود و هستی – و عین دانش و خرد وکمال است و مار سیاه، نشان ظلمت اهریمنی و جهل و عین بدی و شر می باشد. چون آتش افروخته می شود، نشانه ی شر اهریمنی می گریزد. بیماری و زشتی و درد و جهل که از مظاهر اهریمنی هستند، در جاهایی پا گرفته و رشد می کنند که دانش و زیبایی و خرد و سلامت که از مظاهر اهورا مزدا باشد، نیست.به همین جهت ایرانیان در دعاهای خود و سرود آتش مرتب تکرار می کردند: « افروخته باد آتش»
این توجه و اعتلای مقام آتش، پس از دوران ساسانیان هم چنان باقی ماند. در دوران های پس از ساسانیان نیز گیاهان و دانه های خوش بو چون اسپند و کندر و عود بر آتش می نهادند. به روشنی و سوی چراغ سوگند یاد می کردند. در جشن ها و شادمانی ها آتش ها و چراغ ها می افروختند و روشن می کردند. در اماکن مقدس شمع و لاله روشن می کردند و می کنند و این باز مانده ی آیین های دیرین است.
در ایران ساسانی همه ی جشن ها هنگام برگزاری در آمد و مقدمه ای داشت و آن آتش افروزی بود، چنان که امروزه هم در بسا جاها این رسم باقی است و هر جشنی با چراغان کردن و آتش بازی استقبال می شود. شادی و شادمانی و روشنی و فروغ از مظاهر و خواست های خداوند و تاریکی و سوگ و غم از مظاهر اهریمن است. جشن های منسوب به آتش شامل: مهرگان، چله، شب یلدا، جشن سده، پنجه و چهارشنبه سوری است.

بخشی از ترجمه ی آتش نیایش:
ستایش پاک تو را باشد ای آتش پاک گهر، ای بزرگترین بخشوده ی اهورا مزدا
تو ای ایزدی که نزدیک ترینی به اهورا، کام ها و خواست های ما را بر آورده ساز.
آرزوهایمان را که از زبان بر می آید، با زبانه ی آسمان سایت هم بستر ساز تا کامیار شویم.
آرامش و آسودگی را پیش کش ما ساز، آسودگی در زندگی، فراخی در روزی، پاکی و استواری در دین، گفتاری رسا و آوایی خوش و از پس آن دانش، دانشی که به سوی زندگی خوش و بهتر راهبرمان گردد.

———————————

خلاصه و برداشت از کتاب « جشن های آتش »  پژوهش و نوشته: هاشم رضی

به اشتراک بگذارید!
  • Facebook
  • Twitter
  • email
  • Delicious
  • Google Reader
  • Google Bookmarks

۲۷ Responses to “آتش بماناد”

  1. سَ ل
    ابتدا آخرین جشن سال ۱۳۸۷ را بر همه تبریک می گویم از جمله به شما خانم اسحاقی گرامی و لایق احترام.
    در گوشه ای خواندم که تاریکی نماد اهریمن است. ولی فراموش نکنیم که تاریکی اگر نباشد نه اتش معنی دارد و نه روشنی. با وجود اهریمن ها اهورایان و قدیسان مجال ظهور می یابند.
    ایران ۷۸ جشن در ۳۶۵ روز سال داشت ولی حال فقط ۲ جشن مانده. بهتر نیست که این دو جشن را آن چنان برگزار کنیم که حداقل تلافی کمبودهایمان در قبال ایران را بر آوریم.

    ترق ترق ترق …
    پر آتشی و پر صدایی را برای شما و خانواده گرامیتان را در کمال شادی و سلامتی در پناه آتش اجاف اطاقتان را از درگاه اورمزدی که همواره بر ایران تسلط یابد آرزومندم.

  2. عجب حسن تصادفی

    انتظار داشتم شمابگویید
    چه می توانستم بگویم ؟
    چه باید می گفتم؟
    اما در مورد پیدایش آتش از قول شاهنامه آیا واقعا آتش برای اولین بار در زمان پادشاهی هوشنگ مشاهده شد و قبل از آن یا در جاهایی دیگر هیچ ابری به ابری بر نخورد که صاعقه آن درختی خشکیده را بسوزاند :?:

  3. آتش ای نور مقدس تو از ارکان خدایی/با تو هستم با تو آتش تو که نور جاودانی

    تو مقدس و عزیزی رحمت بارونو داری/تویی از نژاد خورشید لطف آسمونو داری

    خشم تو خشم اصیله مث خشم موج دریا/ رقص تو ظریف و زیبا به ظرافت یه رویا

    تو با باد رفیق راهی مث خاک تو بی ریایی/ مث آب پاک و منزه تو از اعجاز خدایی

    تو بدیهارو بسوزان با تو هستم با تو آتش/ مظهر غرور و قدرت ای وجود پاک و بی غش
    چهرشنبه سوریتون مبارک خانوم اسحاقی عزیز.

  4. سلام. مسابقه در وبلاگم اجرا شده. یه سر بزن و به دوستات بگو بیان و نظر بدن.

    زود بیان و نظر بدنااااااااااااااااااااااااا. [گل]
    منتظرماااااااااااااااااااااا

  5. خودتون هم نظر بدینااااااااااااااااااااااااا

  6. بهار را دوست ندارم
    هیچ
    و عید را هم نیز
    به خاطر همه آنهایی
    که نمی توانند همچون طبیعت
    لباسی نو بپوشانند بر تن
    *******
    بهار را دوست دارم
    و نوروز را هم
    به خاطر یاد آوردن آنکه
    هیچ چیز پایدار نمی ماند
    ناز گل
    پرواز پروانه
    شعله سوزان شمع
    باد
    باران
    حتی طوفان
    و چه اندوه بار می شود شادی سفره هفت سین
    بامرگ ماهی قرمز حوض
    که اینک اسیر گشته است درچنگال تنگ

    ممنون و سپاس از توضیح شما
    سال بهتری برای شما آرزومندم

  7. مانند همیشه مفید واقع شد .

    امید که صلح و دوستی نیز بماناد
    و درود

  8. جالب بود.

  9. آریایی ها از سیبری و سرما و خورشید های زیر ابر به این فلات افتابی رسیدند . مینویشان گرم و دوزخشان سرد . نگهداشت آتش آوردن خورشید است بر خاک . خاکی کردن نور . نورانی کردن خاک . گرم کردن خاک . آتش چیست ؟ کهن ترین اساطیر جهان از آتش آغاز میشود . آتش بود که به انسان امنیت ، گوشت و قدرت داد . او را از واهمه های شب رها نید و درندگان را فراری داد . تابستان را به زمستان آورد و روز را به شب . ستایش آتش همان سپاسگذاری انسان از رهاننده و پیش برنده ی اوست . اما آتش غیرقابل تجزیه و دریافت است . نمیتوان در وصف اش شعری نوشت . در وصف خود آتش نمیتوان نوشت زیرا نه قابل نوازش است نه قابل نزدیکی . نمیتوانی به آن نزدیک شوی . حریم دارد . نمیتوانی از آن دور شوی . جاذبه دارد . باید در جایی که میگوید بنشینی . این احترام می آورد . و هزار داستان دیگر که دیگران زیاد گفته اند و هرچه بگویند کم است .
    چهارشنبه پرسور و سرخ باد .

  10. زندگی آتشگهی دیرنده پابرجاست…

  11. سلام دوست عزیز، فرصت کوتاهی ست تا فرا رسیدن سال جدید، می خواستم سال نو رو بهت تبریک بگم و از همراهی و دوستیت در سالی که دیگر جز چند روزی از ان باقی نیست تشکر کنم، از حضورت همیشه شاد می شدم و امیدوارم که همچنان ادامه داشته باشد.
    هر کجا هستی شاد و خوش مانا باشی.
    عیدت مبارک.

  12. چقدر جالب. ای کاش هنوزم ایینمون زرتشتی بود به خدا. مطمئنم خیلی وضعمون بهتر بود. افسوس!

  13. و باز هم

    سلام و سال نو مبارک
    عنوان شعر تازه‌ی من
    *** کـلاغ‌هـای فـروردیــن*** ه
    میزبانم …. عیدی از شما سرور و دوست گرامی، آموزه‌ای می‌خواهم
    ارادتمند
    مهران سیدی

  14. مریم عزیز
    سلام
    ممنونم
    منهم سال نو رو به تو و همه عزیزانت تبریک میگم. :D

  15. happy new year with best wishes for u dear friend. wish you
    everlasting happiness and success

  16. زمستان رفت با انبوهی از حرفهای ناگفته مان ،
    در بهار نو برایتان گفت و گویی سبز با زندگی آرزومندم.
    سال نو پیشاپیش مبارک.

  17. مریم عزیزم ..
    نبودم ..
    متشکرم که بیادم بودی ..
    امیدوارم سالی سرشار از موفقیت ها و زیبایی ها مال تو و کسانی که دوست داری باشد
    دوستدارت آرزو

  18. سلام

    (افسوس که در شکلکهای بالای کادر، گل قرمز ندارید)

    ممنونم از کامنتتان

    شاید؛سین هفتم سیب سرخی است

    حسرتا که مرا نصیب از این سفره ی سنت سروری نیست

    شراب و مرد افکن در جام هواست ، شگفتا

    که مرا بدین مستی شوری نیست

    سبوی سبزه پوش در قاب پنجره

    آه

    چنان دورم که گویی جز نقش بی جانی نیست

    و کلامی مهربان در نخستین دیوار بامدادی فغان

    که در پس پاسخ و لبخند ، دل خزانی نیست

    بهاری دیگر آمده است

    آری

    اما برای آن زمستانها که گذشت

    نامی نیست

    نامی نیست…

  19. کهن نوروز ایرانی فرخ باد.

    [گل]

  20. sسلام
    متنسلام
    سالنو مبارک و فرخنده

  21. سلام دوست عزیز
    شعر زیبایی
    سال نو مبارک!
    به روزم!

  22. ba arze salam va tashakor br khatere hozur dar site kargahe naghd….linke shoma ham dar site gharar dade shod….besiar sepasgozaram

  23. سلام
    سال نو مبارک
    با عکسهای جدید به روزم

  24. سلام :| سلام عزیز!سال نو مبارک! نگاه تان قلم تان قدم تان نو باد!
    سال

  25. با سلام به خانم دکتر مریم اسحاقی گرامی،
    لطافت روح و ظرافت کلامتان به رنگینی و زیبائی چهارفصل است.
    موهبتی است حضور شما در زمانه ی رنج و ریا در کنار ما.
    این نه تمجید، که توصیفی است از کمالات جان شیفته تان.

    بن ریشه ها در خاک
    سرشاخه ها در آسمان
    برشاخساران دل و جانتان هزار سبزبرگ و رنگین شکوفه ی صبر و امید و بهروزی باد
    نوروزتان جاودان

  26. :ری :oops: مریم عزیز دور بودم دیر رسیدم تا تا باشمیم شکوفه های بهاری سال نو را به شما تبریک بگویم . عذر تقصیر هیچ شاعری را سینه سوخته تر از مایاکوفسکی نمیشناسم

  27. درود
    سپاس مریم عزیز
    پست شایسته ای است در روزهای پایانی سال و پیشواز سال نو…
    قلمت توانا و روزگارت نیکو باد دوست …

پاسخی بنویسید


6 + شش =