می خواهم افرایی ارغوانی باشم

http://archive.hamyaari.ca/books/houq/#p=30
شعری از من در نشریه ی رسانه ی همیاری ونکوور

این بار اگر به دنیا بیایم
می خواهم افرایی ارغوانی باشم
که یک بار تو را در باغی بهاری دیده بود
پنجره ای باشم
که زندگی از آن به تو نگاه می کند
منظومه ای
که از سرانگشتانت می چکد
می خواهم رازی باشم
رازی در شب
که هر شب زنی تنها به بستر می بُرد.
می خواهم این بار
به شکل آسمان به دنیا بیایم
در روستای گیلده
در فصل گلاب گیران اردیبهشت
می گویند یک بار در اردیبهشت از کنار این روستا گذشته ای.

این بار اگر به دنیا بیایم
می خواهم ترانه ای باشم
که زنی شالی کار زمزمه می کند
یا کمرچادر سرخی گلدار
دورکمر زنی چای کار در لاهیجان.

می خواهم لبخند باشم
شالی کاران روی لبخندم برنج بکارند.

آن گاه
خودم را به علاوه ی همه ی این زندگی ها
به تو تقدیم کنم.

مریم اسحاقی

Be Sociable, Share!

پاسخی بنویسید

*