یادداشت

این روزها فکر می کنم، فکر می کنم… نویسنده نباید عاشق باشد، یعنی نمی توانی که عاشق باشی. تو فقط در برابر کلماتت مسئول هستی. وقتی می نویسی باید خودخواه باشی و همه ی آدم ها مدادرنگی. مداد رنگی هایی که هر کدام صفحه ای از کارت را رنگ می زنند، تراشیده می شوند

و در اثر محو. وقتی می نویسی امانت می گیری،می کَنی، در می آوری…چشمی از دیروز، رنگی از امروز و نگاهی از فردا. می آمیزی… چنگ می زنی… می دزدی… چشم ها را، اشک ها را … خودت می ایستی بیرون. می روند و می آیند. تو درد می کشی. درد می زایی… آرام می شوی.
دوباره به دنیا می آیی. دوباره می بینی…

مریم نوشت- بهمن ۹۳

Be Sociable, Share!

پاسخی بنویسید

*