برای آن که همیشه هست…

باز راه را اشتباه آمده ام. باید حدس می زدم. از این همه گل ارغوان که ریخته زیر درخت و از این باران بی تاب باید حدس می زدم زیر سنگ بند نمی شوی و باید لابه لای درخت ها دنبالت بگردم. لابد باز می خندی و صورتت را زیر باران خیس می کنی. باید [...]

خالق آئورا رفت. کارلوس فوئنتس رفت

فکر می کردیم نوبل دیگر نوبت فوئنتس است، اما… منتظر بودیم کتابی جدید از فوئنتس با ترجمه ی خوب و شیرین عبداله کوثری بخوانیم، اما… خالق آئورا رفت. کارلوس فوئنتس نویسنده ی ” کنستانسیا” رفت. در جایی از کنستانسیا می گوید: “یک مدتی که می گذرد و آدم زندگی خودش ته می کشد، فقط به [...]

کتاب زنده‌یاد فریدون پوررضا به زودی منتشر می‌شود .

خبرگزاری مهر: آخرین کتاب زنده‌یاد فریدون پوررضا به زودی منتشر می‌شود . انتشارات ثالث کتاب «بررسی وضعیت موسیقی فولکلوریک گیلان» نوشته زنده‌یاد فریدون پوررضا را به زودی منتشر خواهد کرد. به گزارش خبرنگار مهر، نشر ثالث که چند سالی در حال آماده‌سازی کتاب «بررسی وضعیت موسیقی فولکلوریک گیلان» تالیف استاد فریدون پوررضا است، به زودی [...]

دود همه کلمات توی چشم خودم برود

… هی از درزهای شعر می زنم بیرون. اصلا چه فرقی می کند دلم را موزیک کانتری بنویسم یا بندری گریه کنم…حالا که دانه هایم پوست اناری ام را می شکافد و دلم هی از خودم می زند بیرون. اصلا بگذار ابرها همین طور نیمکت نشین آسمان باشند و باریدنم را تماشا کنند و من [...]

عبث

ساموئل بکت می گوید: ” آنگاه که خسته شدی، آنگاه که از پای در آمدی، مهم نیست. بازمقاومت کن، بازبجنگ و شکست بخور. این بار، شکست بهتری خواهی خورد.”

جوجه کباب

هوا گرم و شرجی بود.نگاهم به پوستر هِرم غذایی کودکان رو دیوار بود. در که باز شد نور ضعیفی از بیرون به اتاق معاینه تابید. دخترک با مادرش وارد اتاق شد، دفترچه بیمه دست مادرش و یک فیش سبز رنگ ویزیت از لای دفترچه پیدا بود. نگاه به دخترک انداختم، با چشم های گود افتاده [...]

سطرهایی از خشم و هیاهو

سطرهایی از خشم و هیاهوی فاکنر که دوست دارم، نگاه فاکنر به زمان و ساعت: «… و آن وقت دوباره من در زمان بودم و صدای ساعت را می شنیدم. ساعت پدر بزرگ بود و روزی که پدرمان آن را به من می داد، گفت: گور امید و آرزوها را به تو می دهم؛ آنچه [...]

هر کجا هست خدایا به سلامت دارش

این دل نوشته را برای دل خودم می نویسم و تقدیم می کنم به دکتر فرخ سعیدی . استاد جراحی به میدان کاج رسیده بودم. راننده تاکسی پول را داده بود و گفته بود:« بالاتر نمی رم. ماشین نمی کشه.» پیاده شدم برف می بارید. هنوز گرگ و میش بود، صبحی زمستانی. به گمانم سال [...]

ساراماگو هم رفت.

« از وقتی که به دنیا آمدیم، می دانیم که بالاخره یک روزی می میریم؛ به همین دلیل از بعضی لحاظ انگار که مرده به دنیا آمدیم.» ژوزه ساراماگو. ساراماگو هم رفت. خالق رمان کوری هم رفت. اینجا را بخوانید. یا به اینجا سری بزنید.

ستیز با زن ستیزی

درسایت چراغ های رابطه و وبلاگ دمادم دوست خوبمان محبوبه موسوی ضیافتی در مورد نوشتار زنانه است. سری بزنید. مطلب زیر را در پاسخ به فراخوان دمادم نوشته ام و خوشحالم که تلنگری زد و وادارم کرد به نوشتن و خواندن. موسالا Mosala می گوید: « تحت ستم قرارگرفتن مردان تراژدی است، تحت ستم واقع [...]

خواندنی

لینک های زیر را در سایت ادبی هشتاد بخوانید نگاهی به  مجموعه شعر “الف تا ی” اثر علی اسداللهی : علیرضا فراهانی نگاهی به مجموعه ی “نی زن، جذامی و باد” اثر سعدی گل بیانی : علی اسداللهی

بی تابانه ها در پاسخ به فراخوان کتاب خوابگرد.

« و تاقچه ی گناه دیگر بار با احساسِ کتاب های ممنوع تقدیس شود » شاملو. فراخوان  کتاب که به پیشنهاد آقای شکرالهی قرار است انجام شود. به نظر ضیافت قشنگی است. شاید حداقل فایده اش این است که به لیست بالا بلندی از کتاب برمی خوریم و ترغیب می شویم که نگاهکی به کتاب [...]

قلم مرگی

باید امشب بنویسی. باید از این قلم مرگیِ فرساینده و طاقت فرسای، خودت را برهانی. باید هرروز بنویسی. روز نوشت، لحظه نوشت، شب نوشت… چیزی که قلم را نگه دارد، جان بخشد، غبارزدایی اش کند. قلم را که نمی شود زنده به گورش کرد. تازه اگر توی گور هم برود باز نفس می کشد. هزار [...]